على اصغر حلبى

286

تاريخ علم كلام در ايران و جهان

صاحب نظران ديگر يونانى به چشم مىخورد ، ولى در سياست ، خلاف اين بوده و نفوذ افلاطون بيشتر از همه و حتّى ارسطو بوده است . و اين نكته در فلسفهء سياسى مسيحيّت و آيين يهود نيز درست است يعنى تا اوايل سده سيزدهم ميلادى انديشه‌هاى سياسى افلاطون بر افكار سياسى ارسطو و ديگر متفكّران يونانى مىچربيده است . « 1 » نفوذ افلاطون همچنانكه دربارهء فارابى و ابو الحسن عامرى صادق بوده ، در باب خواجهء طوسى نيز درست است . پيش از آنكه به بررسى اجمالى انديشه‌هاى كلامى - سياسى خواجهء طوسى بپردازيم اشاره به اين دو نكته ضرورت دارد : اوّلا اينكه ، خواجه در مقالت سوّم اخلاق ناصرى راجع به سياست مدن آورده است چيز تازه‌يى نيست و خواجه تحقيق چندان تازه‌يى ندارد و اغلب مطالب آن اقتباس از اقوال و نكت فارابى است . چنان كه خود مىگويد « و حكيم ابو نصر فارابى كه اكثر اين مقالت منقول از اقوال و نكت اوست گويد . . . » « 2 » ثانيا اينكه ، خواجه نيز مانند افلاطون و فارابى در بيان فلسفهء سياسى خود از « فرضيّه انداموارى اجتماع » « 3 » استفاده مىكند : يعنى اجتماع را به طبيعت آدمى و قوانين حاكم بر جسم انسان تشبيه مىكند . « 4 » به عبارت ديگر هيأت مدنيّت مانند تن يك شخص است كه براى وظائف مختلف زندگانى آلات و اعضاى خاصّ دارد و آنها در آغاز ساده و غير متنوّع‌اند و هر چه پيش مىرود طول و تفصيل پيدا مىكند و تنوّع مىيابند و همبستگى آنها به يك ديگر افزون مىشود و اين حال در مدّتى دراز پيش مىآيد : در آغاز خانوادهء كوچك تشكيل مىيابد و كارهاى زندگانى ساده و مختصر است سپس كم كم جمعيّت انبساط پيدا مىكند و دهكده‌ها و قصبات و شهرها و كشورها و ملّتها و دولتهاى سترگ صورت مىگيرد و كسبها و پيشه‌هاى جزئىّ مبدّل به بازرگانى و صنايع بزرگ مىشود . . . و بايد در نظر داشت كه هيأت مدنى اجزاء و اعضاء همه هوش و شعور دارند و در تن هوش و شعور فقط در سر است و در هيأت مدنى مجموع و كل براى خاطر افراد صورت مىگيرد ، امّا در تن اجزاء و اعضاء براى وجود كلّ مىباشند و در مدنيّت افراد اصل است و اعضاء فروع آن مىباشند . از اين جهات كه بگذريم تن فردى با هيأت جمعى از هر

--> ( 1 ) . Aristotle , The Politics , P . II , Intro . , by T . A . Sinclair , LOndon , 1962 . ( 2 ) . اخلاق ناصرى ، 248 ، چاپ خوارزمى به اهتمام مجتبى مينوى - علىرضا حيدرى ، تهران ، 1360 ه . ش . ( 3 ) . Organic theory of society . ( 4 ) . فارابى در آراء اهل المدينة الفاضلة ( 78 - 79 ) مىگويد « و المدينة الفاضلة تشبه البدن التامّ الصحيح الّذي تتعاون اعضاءها كلّها على تتميم حيوة الحيوان و على حفظها عليه . »